ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )

709

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )

مغبوط را فقير ذليل مرحوم . « ليس ذلك إلّا نعيما زلّ - أى عن المغبوط - أو بؤسا نزل . - بالمغبوط - » نيست آن الّا نعمتى كه زايل شده از مغبوط يا فقرى كه به او نازل شده . « و من عبرها أن المرء يشرف على أمله فيقتطعه حضور أجله . » و از عبرتهاى او آن است كه شخص مشرف شود بر آرزو و امل او ، پس ببرّد او را از آن رسيدن اجل او . « فلا أمل يدرك ، و لا مؤمّل يترك . فسبحان اللّه ما أعزّ سرورها و أظمأ ريّها و أضحى فيئها » [ نه آنچه آرزو داشت به دست آمده ، و نه آن كه مرگ چشم به دو دوخته واگذارده است . ] پس سبحان اللّه ، چه فريبنده است شادمانيهاى او و چه تشنگى آور است سيرابى او و چه گرم است سايهء او « لا جاء يردّ ، و لا ماض يرتدّ . » نه آينده‌اى است كه باز پس مى رود ، و نه رونده‌اى است كه باز پس مى آيد . « فسبحان اللّه ، ما أقرب الحىّ من الميّت للحاقه ، و أبعد الميّت من الحىّ لانقطاعه عنه » پس سبحان اللّه ، چه نزديك است حىّ به ميّت از براى رفتن از پى او ، و چه دور است ميّت از حىّ از براى منقطع شدن از او « و إنهّ ليس شيء بشرّ من الشّرّ إلّا عقابه ، و ليس شيء بخير من الخير إلّا ثوابه . » و نيست هيچ چيزى بدترين بدها الّا عقاب و عذاب او ، و نيست چيزى نيكترين نيكها الّا ثواب او . يريد الخير و الشرّ المتصوّرين بالقياس الى شرور الدنيا و خيراتها ، و يحتمل أن يريد الشرّ و الخير المطلقتين للمبالغة ، اذ يقال : « هذا أشدّ من الشّديد » . « و كلّ شيء من الدّنيا سماعه أعظم من عيانه ، و كلّ شيء من الآخرة عيانه أعظم من سماعه . » و هر چيز از دنيا شنيدن آن عظيم تر است از ديدن او به معاينه ، و هر چيز از آخرت معاينهء او عظيم تر است از شنيدن او . « فليكفكم من العيان السّماع ، و من الغيب الخبر . » پس بايد كه كفايت كنند شما را